روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: جنگها هرگز آن عملیاتهای کنترلشده و «جراحیوار» نیستند که در اتاقهای برنامهریزی نظامی تصور میشود. این تصور زمانی فرو میریزد که درگیری به خاک کشور دیگری کشیده شود.
هر برخورد نظامی درخاک ایران بلافاصله از مرزهای میدان نبرد فراتر میرود و وارد حوزهای میشود که پیامدهای انسانی، سیاسی و راهبردی آن با بمب، موشک یا فناوری قابل مهار نیست.برای ایران هر جنگی در خاک خود، بخشی از دفاع از حاکمیت، فرهنگ و مردم است. تلفات، هرچند تلخ، در حافظه ملی ثبت میشوند و مقاومت و همبستگی اجتماعی را تقویت میکنند.
تجربه تاریخی نشان میدهد کشورهایی که از خاک خود دفاع میکنند، نه تنها مشروعیت سیاسی خود را از دست نمیدهند، بلکه انسجام ملی و روحیه مقاومت در جامعه نیز افزایش مییابد.اما برای قدرتهای خارجی ماجرا متفاوت است.
هر سرباز از دست رفته بلافاصله به یک بحران داخلی در کشور مهاجم تبدیل میشود. خانوادهها پاسخ میخواهند، رسانهها فشار میآورند، پارلمانها وارد عمل میشوند و افکار عمومی اعتراض میکند.
برخلاف شبیهسازیهای نظامی، هیچ راهی برای مهار این پیامدها وجود ندارد. هر تلفات خارجی، نه یک عدد در دفتر آماری، بلکه یک مسئله سیاسی و اخلاقی پایدار است که سالها ادامه مییابد و این همان نامتقارنی استراتژیک است که ایران را در برابر هر تجاوز خارجی قدرتمند میکند.تاریخ، درسهای روشنی ارائه میدهد. میراث اسیران و مفقود شدگان ویتنام و سیاست طولانی تلفات در عراق و افغانستان، هشدارهایی انتزاعی نیستند، بلکه نشاندهنده اجتنابناپذیری هزینههای پس از جنگ برای آغازگر جنگ هستند.
در ایران، این هزینهها چند برابر میشود. هر تلفات خارجی نه تنها زیان انسانی است، بلکه به دارایی راهبردی ایران برای بازدارندگی تبدیل میشود .به همین دلیل، توقف جنگ به معنی پایان جنگ نیست، زیرا نیروهای مفقود یا کشته شده، فشار دیپلماتیک و سیاسی ایجاد میکنند و موضوع بازگرداندن آنها به ابزار مذاکره تبدیل میشود. آغازگر جنگ ناچار است تحت شرایطی وارد مذاکره شود که به ندرت به نفع او خواهد بود. این واقعیت غیرقابل انکار جنگ در خاک یک کشور مستقل است.
