علی رضوان پور: تصمیم اتحادیه اروپا برای درج نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی (که در ژانویه ۲۰۲6 به طور رسمی اعلام شد) یک تحول مهم دیپلماتیک و امنیتی در روابط بین الملل محسوب میشود. این اقدام نه تنها بازتابی از تنشهای فزاینده بین غرب و ایران است، بلکه پیامدهای ساختاری برای نظم حقوقی بینالمللی، اقتصاد سیاسی جهانی و معادلات امنیتی منطقهای دارد.
۱. زمینههای سیاسی-امنیتی
این تصمیم را می توان در چارچوب گسترش سیاستهای مهارکننده (Containment Policy) اتحادیه اروپا و متحدان غربی آن علیه ایران تحلیل کرد. محور اصلی این تصمیم را می توان فشار بر برنامه موشکی و منطقهای ایران دانست.
اتحادیه اروپا با این اقدام عملاً سپاه پاسداران را به عنوان بازوی اجرایی "بیثباتسازی منطقهای" ایران معرفی کرد. این نهاد نقشی کلیدی در مبارزه با تروریسم به ویژه گروهک تروریستی داعش داشته اما از دیدگاه اروپا، امنیت اسرائیل و متحدان غربی آن را تهدید میکند.
۲. تبعات حقوقی بینالمللی
توسعه مفهوم "تروریسم دولتی": اگرچه سپاه پاسداران یک نهاد نظامی-امنیتی وابسته به دولت است، اما اتحادیه اروپا با این اقدام عملاً مرز بین "نهاد دولتی" و "گروه تروریستی" را کمرنگ کرد. این امر میتواند به ایجاد یک سابقه خطرناک در حقوق بینالملل منجر شود که در آینده علیه دیگر کشورها نیز به کار گرفته شود.
چالش حاکمیت دولتی: این تصمیم نقض اصل حاکمیت دولتی (State Sovereignty) محسوب میشود، چرا که یک بلوک بینالمللی خود را مجاز به قضاوت درباره ماهیت نهادهای رسمی یک کشور میداند. این موضوع میتواند به تضعیف نظم وستفالیایی حاکم بر روابط بینالملل بینجامد.
۳. تاثیر بر اقتصاد سیاسی جهانی
تحریمهای ثانویه:این تصمیم راه را برای اعمال تحریمهای ثانویه علیه هر شرکتی که با سپاه پاسداران همکاری کند، هموار کرد. با توجه به نقش آفرینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پروژه های توسعه ای ایران (از طریق بنیادهای وابسته)، این اقدام میتواند مبادلات اقتصادی ایران با جهان را تحت تأثیر جدی قرار دهد.
افزایش ریسک سرمایهگذاری: شرکتهای اروپایی و بینالمللی که تمایل به همکاری با ایران دارند، اکنون با ریسک حقوقی و سیاسی مضاعفی روبرو هستند، چرا که ممکن است به طور غیرمستقیم با نهادی که تروریستی خوانده شده، در ارتباط باشند.
۴. واکنشهای متقابل و بازی رقابتآمیز
تقویت گفتمان مقاومت در ایران: این اقدام میتواند به تقویت گفتمان "مقاومت ضدغربی" در ایران بینجامد و موضع جناح اصولگرا را در مقابل اصلاحطلبان تقویت کند. از منظر نظریه سازهانگاری (Constructivism) در روابط بینالملل، این تصمیم به بازتولید هویت "دشمنی متقابل" کمک میکند.
افزایش تنش در دیپلماسی هستهای: این تصمیم فضای اعتماد برای احیای برجام را تضعیف کرد. ایران بلافاصله با تقویت همکاریهای امنیتی با روسیه و چین به این اقدام پاسخ داد که نشاندهنده حرکت به سمت چندقطبی شدن هرچه بیشتر نظام بینالملل است.
۵. چشمانداز آتی
تثبیت دوگانگی در روابط غرب و ایران: به نظر میرسد اتحادیه اروپا با این تصمیم، راه بازگشت به روابط عادی با ایران را دشوارتر کرده است. این موضوع میتواند به تداوم سیاست "تطمیع و فشار" (Carrot and Stick) اما با تأکید بیشتر بر "فشار" منجر شود.
تقویت محور شرقی در سیاست خارجی ایران: ایران احتمالاً همکاریهای راهبردی خود با چین و روسیه را گسترش خواهد داد تا اثرات تحریمها را خنثی کند. این امر به نوبه خود به قطبیتر شدن فضای بینالمللی دامن میزند.
جمعبندی
تصمیم اتحادیه اروپا برای تروریستی خواندن سپاه پاسداران را باید در چارچوب رقابتهای راهبردی قدرتهای بزرگ و تحولات نظم بینالملل تحلیل کرد. این اقدام هم تابعی از تحولات امنیتی منطقهای است و هم عاملی برای تشدید تنشهای آینده. در درازمدت، این تصمیم میتواند هم به حاشیهسازی بیشتر ایران در نظام بینالملل بینجامد و هم به تقویت گفتمان تهاجمی در تهران منجر شود که نتیجه آن کاهش امنیت و ثبات در خاورمیانه خواهد بود.
*مدرس دانشگاه و تحلیل گر مسائل بین الملل
