محمدعلی فیاضبخش - روزنامه اطلاعات: چرا در پی اولین شرارت نظامی صهیونیستها در حمله به چند پایگاه در تهران پس از حمله آنها به سفارت ایران در لبنان، التهاب و اضطراب خاصی در مردم ایران دیده نشد؟ چرا در پی بزرگنمایی این رژیم و در پسِ کوچکانگاری و تمسخر سیماییان، مردم در متانتی نانوشته، اما برخاسته از خرد جمعی، با این چند حمله محدود، زندگیشان را از حال عادی خارج نکردند؟ نه در پمپبنزینها صف کشیدند و نه بازار را ملتهبتر از قبل کردند؛ بلکه آن زمان، سبزینهای بیش بر بازار بورس پدید آمد و درشتی دلار نیز کمی به تلطیف گرایید. چون مردم دریافتهبودند که باید به هر قیمتی که شده، خردشان را بر احساساتشان غالب سازند و با هر تعقلی که ممکن است، به زندگیشان سلام کنند.
در آن زمان، التهابآفرینیهای معدودی افراد پر سر و صدا، صحنه تصمیمگیری بر مبنای امنیت ملّی و یکپارچگی سرزمینی را بر مردان میدان و دیپلماسی تنگ نکرد. امروز هم این مردان، نباید خواستههای نانوشته اکثریت مردمان را در میان هیاهوی غوغاگران حرفهای، از چشم و گوش خود وانهند. نیز نباید تسلیم جَوّهای سیماساخته و بیرقدارانِ یکشبدرمیان بشوند.
ایران بزرگ، دهها برابر بزرگتر از سرزمینهای نورسته اطراف خلیجِفارس و بیش از هفتاد برابر پادگان آن سوی نیل است. تنها سه جزیرهاش فعلا خار چشم حاسدان است که ای کاش در طول اینهمه سال، گلستانی میشد دماغپرور و اقتدارافزا در چشم حاشیهنشینان.
این کشور چهارفصل با مردمانی از چهل بومرنگ و جغرافیا، با مساحتی بالغ بر یکمیلیون و ششصد و چهل و هشتهزار کیلومتر مربع، باشکوهتر از آن است که آرامش و اقتدار و متانت و درایتش را به جنگ روانی دشمنش بسپارد، یا جوّگیر چندصدنفر در تنگناسازی برای تصمیمات مدبّرانه داخلی شود.
ایرانیان، کشتینشستگانِ یک مقصد و مقصودند. هنوز امید و اعتمادشان آن است که قطبنما و فرمان و بادبان، نهایتاً زیر چشم و مصلحتسنجیِ ناخدایانی است که توفان را میشناسند و کشتی را در تلاطمها به تراز و تعادل میسپارند و هرکه را که بخواهد خودسرانه گوشهای را سوراخ کند، بر صندلیاش مینشانند و به او فرمان سکوت و سکون بر جایش میدهند.
کشتینشستگانیم، ای باد شرطه برخیز...
