منوچهر شاهسواری دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با حضور در برنامه هفت به برخی پرسشها درباره این رویداد سینمایی و تغییرات انجام شده در آن پاسخ داد.
وی در ابتدای این برنامه گفت: اگر امروز تغییراتی در جشنواره مشاهده میکنیم و اگر شرایط را متفاوت از گذشته میبینیم، نباید در هیچ لحظهای این باور را از یاد ببریم که هر یک از ما، در هر جایگاهی که قرار داریم، مسئولیتی در قبال این سرزمین بر عهده داریم. اگر آنچه در توان داریم برای وطن به کار نگیریم، بیتردید دِینی بزرگ به آینده و تاریخ خود خواهیم داشت.
وی گفت: به باور من، هر فردی متناسب با موقعیتی که در آن قرار دارد، باید برای آینده طرح، ایده و چشمانداز داشته باشد؛ چه در زندگی شخصی، چه در مسیر کاری و چه در حیات حرفهای خود. جشنواره فیلم فجر یا به تعبیر دقیقتر، رویداد ملی فیلم فجر امروز به چهلوچهارمین سال برگزاری خود رسیده است.
پرسش اصلی این است که آیا تمام شیوههایی که در طول ۴۴ سال گذشته به کار گرفته شدهاند و بیتردید در زمان و مکان خود، بارها نتایج روشن، دقیق و پربرکتی به همراه داشتهاند، الزاماً باید بدون تغییر تداوم یابند، یا میتوان و باید به فرمها، شیوهها و ایدههای تازه نیز اندیشید؟
شاهسواری گفت: آنچه به نظر من میرسد این است که اقداماتی که در ایام اخیر، بهویژه در این دوره از جشنواره انجام شد، عموماً ناظر بر «شکل» بود. با این حال، همچنان معتقدم که در حوزه محتوا و در ماهیت جشنواره، بیش از هر چیز نیازمند یک گفتوگوی جمعی هستیم. سینما، برخلاف بسیاری از پدیدههای دیگر در کشور ما، به تعبیری شاید سادهانگارانه، «صاحبان» بسیاری دارد. اگر بخواهم محترمانهتر بگویم، سینما «ذینفعان» فراوانی دارد؛ واژهای که شخصاً ترجیح میدهم از آن استفاده کنم، چرا که برای تمامی این ذینفعان، حقی قائل هستم.
وی ادامه داد: وقتی از «ذینفع» سخن میگوییم و نه «صاحب»، منظور کسانی هستند که به سینمای ایران علاقهمندند، نسبت به این سرزمین احساس تعلق دارند و از جشنواره و این رویداد ملی، حق خود را مطالبه میکنند. بنابراین نمیتوان جشنواره فیلم فجر را صرفاً یک رویداد اختصاصی برای فیلمسازان دانست.
این تهیهکننده سینما ادامه داد: دوست عزیزی دارم که یکبار در جلسهای نکتهی قابل تأملی را مطرح کرد. در آن جلسه برخی دوستان میگفتند جشنواره متعلق به فیلمسازان است. آن دوست پرسید: «اگر فیلمسازان بگویند ما جشنواره نمیخواهیم، شما چه خواهید گفت؟» سکوتی بر جلسه حاکم شد. واقعیت این است که بله، جشنواره متعلق به فیلمسازان است و در این موضوع هیچ تردیدی وجود ندارد، اما دیگران نیز برای خود حقی قائل هستند. به دلیل ارتباطات اجتماعی، همزبانی، هموطنی و به سبب آنکه رسانهها، مردم، نهادها، ارگانها، تشکلهای مدنی و صنفی همگی بهنوعی با سینما پیوند دارند، همگی ذینفع این رویداد محسوب میشوند. اگر قرار است منافع حقیقی و واقعی همه این گروهها تأمین شود، راهی جز همفکری و همراهی ذینفعان با یکدیگر نداریم. برای جلوگیری از اختلاف، التهاب، اصطکاک و دوقطبیهایی که معمولاً ریشه در منازعات سیاسی دارند، ضروری است که خودِ ذینفعان، با گفتوگو و تعامل، شرایطی فراهم کنند که این جشنواره بتواند تداوم یابد؛ جشنوارهای که آرزو دارم هزارساله شود. به گمان من، آنچه امسال انجام شد، گامی هرچند مختصر در همین مسیر بود.
دبیر جشنواره درباره بحث نبود هیئت انتخاب برای فیلمها و گزینش آثار از سوی دبیر مطرح کرد: من شخصاً از واژه «حذف» استفاده نمیکنم؛ ترجیح میدهم بگویم «تغییر شیوه انتخاب آثار برای حضور در این رویداد ملی». واژه حذف بار منفی دارد، گویی امری کاملاً مردود شده، در حالی که سالها یک شیوه رایج وجود داشته و اکنون قرار است شیوهای دیگر جایگزین آن شود.
در همین مقطع که ما با یک فرآیند تغییر مواجه هستیم، طبیعی بود که انتقادها و پرسشهای فراوانی مطرح شود. اما امروز، آن فضای ملتهب اولیه تا حد زیادی فروکش کرده است. با این حال، یک پرسش جدی همچنان باقی است: آیا دبیر جشنواره مسئولیت انتخابهای خود را میپذیرد؟ با صراحت و البته با «گردن نازک» خودم میگویم قطعاً. من بر تمام این انتخابها میایستم و برای تکتک آنها، دلایل مشخص و قابل دفاع دارم.
شاهسواری عنوان کرد: شما بهخوبی مطلع هستید که من این رویداد را پیش از آنکه صرفاً یک اتفاق تخصصی، فنی، تکنیکی یا حتی هنری بدانم، فضایی برای «توسعه»، «پیشرفت» و «رویش» تلقی میکنم؛ فضایی برای شناسایی و معرفی نیروهای جوان و برای پویاییبخشی به بازار نیروی انسانیِ خلاق در سینمای ایران. از نظر من، این کارکرد، اهمیتی بنیادین دارد.
وی یادآور شد: بیتردید معیارهای هنری، زیباییشناختی، ساختاری، شیوه روایت، درک درام و زبان سینما همگی مهم هستند و طبیعی است که منتقدان ارزشمند و متخصصان این حوزهها درباره آنها نظر بدهند و قضاوت کنند. اما در نهایت، ما نیازمند فضایی هستیم که بتوانیم در آن، تصویری روشن از وضعیت کلی سینما به دست آوریم؛ اینکه بدانیم در سینمای ایران چه میگذرد.
وی گفت: به گمان من، این شیوه برگزاری کمک کرد تا دریابیم در فاصله یک سال گذشته تا امروز، چه تحولات فکری و محتوایی رخ داده است. امروز بهوضوح میتوان دید که چه تغییراتی در ذهن، نگاه و دغدغههای فیلمسازان شکل گرفته است. چرا نباید همه ذینفعان بدانند که در جان و روح فیلمسازان چه میگذرد؟ سرمایه چه تأثیری بر سینمای ایران گذاشته؟ تکنولوژی چگونه مسیر تولید و روایت را تغییر داده؟ تحولات اجتماعی چه بازتاب مستقیمی در آثار سینمایی داشتهاند؟ فضای رسانهای ما چگونه همگنتر شده و پرسشهای دقیقتری را مطرح میکند؟
دبیر این رویداد عنوان کرد: از سوی دیگر، جامعه ما بههرحال با نوعی اندوه عمومی مواجه است. در چنین شرایطی، پرسش این است که چه باید کرد؟ آیا باید زندگی را تعطیل کرد؟ یا باید خانه خود را صدا زد، پای آن ایستاد و به یاد داشت که هر کسی که در این سرزمین زندگی میکند، صاحب حق است؛ حقی که قابل سلب از هیچکس نیست. خدا نکند به جایی برسیم که تصور کنیم «من حق دارم و تو حق نداری».
وی گفت: به باور من، این فضا تنها از مسیر فرهنگ و هنر است که میتواند به آرامش برسد؛ دلها را آرام کند، ما را کمی به یکدیگر نزدیکتر کند و امکان همدردیهای مسالمتآمیز را فراهم کند. فرهنگی که ما را به گفتوگوی محترمانه دعوت کند، به نرمگویی، به پرهیز از تلخی در سخن؛ چرا که اگر تلخ بگوییم، تلخ خواهیم شنید. این رویداد ملی، بهطور ذاتی، چنین ظرفیتی را در خود دارد. امیدوارم و دعا میکنم که این خصلت، هیچگاه از آن گرفته نشود.
دبیر این رویداد اظهار کرد: گاهی به برخی از دوستان همنسل خودم میگویم یادتان هست جشنواره سال ۱۳۶۲؟ تقریباً دیگر کسی آن را به یاد نمیآورد. بعد ۶۳، ۶۴، ۶۵… و همینطور ادامه پیدا کرد تا امروز، پس از ۴۴ سال. این مسیر شوخیبردار نیست. آیا در سال ۱۳۶۲ کسی تصور میکرد که سینمای ایران امروز در چه جایگاهی قرار بگیرد؟
وی گفت: اساساً اگر به تاریخ نگاه کنیم، سینما در ایران همواره بهمثابه یک پدیده چندوجهی ترکیبی از صنعت، هنر و تا حدی تجارت وجود داشته است؟ نمیگویم این مسیر هیچگاه دچار گسست نشده از همان لحظهای که دوربین وارد این سرزمین شد، سینما نیز حیات خود را آغاز کرد، کار کرد و تلاش کرد. با این حال، نمیتوان انکار کرد که در سال ۱۳۵۷ اتفاقی بزرگ در کشور رخ داد و طبیعی بود که سینما، برای چند سال، با بحرانی جدی در حداقلهای وجودی خود مواجه شود. در آن مقطع، یک پرسش اساسی مطرح بود؛ آیا این پدیده مشروعیت دارد یا نه؟ پرسشی که امروز دیگر برای هیچکس مطرح نیست. نهتنها مطرح نیست، بلکه اکنون از سینما توقعات ویژهای وجود دارد. این را نه بهعنوان عیب، بلکه بهعنوان نشانهای از رشد و بلوغ این پدیده میدانم. امروز دیگر اهمیتی ندارد که سینما چگونه متولد شده؛ مهم این است که اکنون وظایف روشنی بر عهده دارد. امروز از سینما انتظار میرود روایتگر غمهای مردم باشد، روایتگر شادیها، پیروزیها، تاریخ، افسانهها، اسطورهها و پیشینه تمدنی این سرزمین. اینها توقعاتی است که جامعه از ما دارد. وقتی میگویم «ما»، از این جهت است که پیش از آنکه دبیر جشنواره باشم، همانند شما یک فیلمسازم و در مقام فیلمساز، بارها با این پرسشها و انتظارات مواجه بودهام.
دبیر این رویداد گفت: در چنین شرایطی است که باید به جشنواره نگاه کرد. اگر بخواهیم به گذشته برگردیم، میبینیم که سینمای ایران در آغاز، شبیه باغچهای کوچک با چند نهال نوپا بود؛ نهالهایی که تلاش شد از گزند بادها محفوظ بمانند، رشد کنند و مراقبت شوند. از دل همین مراقبت، امروز به نیروی انسانی گسترده، توسعه سالنهای سینما، پیشرفتهای فنی و تکنولوژیک و در نهایت، برافراشته شدن پرچم سینمای ایران در عرصه جهانی رسیدهایم. سهم ما در سینمای جهان، سهمی قابل توجه و در مواردی منحصربهفرد است؛ سهمی که نهتنها در منطقه، بلکه در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان، جایگاهی ویژه دارد. این جایگاه، به پشتوانه سابقه تمدنی ما شکل گرفته و همین سابقه، این حق، امکان و فرصت را به ما میدهد که همچنان در سطح جهانی بدرخشیم. اگر در سالهای اخیر با دشواریها یا گرفتاریهایی در این حوزه مواجه بودهایم، به باور من، دلایل آن را باید در جاهای دیگری جستوجو کرد. به همین دلیل است که فکر میکنم اگر دوباره به ابتدا بازگردیم و این مسیر را مرور کنیم، به این باور میرسیم که سینما دیگر نه متعلق به من است، نه به شما، نه به این گروه و نه به آن گروه؛ این پدیده، متعلق به سرزمین ایران است و باید در همین ابعاد دربارهاش سخن گفت.
شاهسواری گفت: اینجا دیگر بحث یک فیلم یا چند فیلم مشخص نیست. طبیعی است که در حوزه آثار، اختلاف نظرهای جدی وجود داشته باشد؛ ممکن است اثری از نظر من درخشان باشد و از نظر دیگری فاقد ارزش تلقی شود. این ذات نقد است و در سراسر جهان نیز چنین است. اما وقتی درباره خودِ پدیده سینما صحبت میکنیم، دیگر نمیتوان با همان نگاه جزئی و موردی به آن پرداخت. من پیشتر، با عشق و باور، درباره جناب علی نصیریان گفتهام که ایشان شبیه ستونهای تخت جمشید یا مسجد شیخ لطفالله هستند؛ یعنی دیگر صرفاً متعلق به خودشان نیستند. سینما نیز به همین معناست. ما فیلمسازان باید بپذیریم که سینما فقط به ما تعلق ندارد، بلکه متعلق به تمام اجزای این سرزمین است. از همین روست که نسبت به ذرهذره حوادث اجتماعی و حتی حوادث غیرمترقبه، فیلمسازان معمولاً نخستین کسانی هستند که واکنش نشان میدهند. آنها احساس وظیفه میکنند که وارد میدان شوند. این دخالت از سر سهم خواهی و زیاده خواهی نیست آنها با این مردم زندگی میکنند، معاشرت میکنند و ایده میگیرند، گاهی اثری موفق خلق میکند، گاهی اثری متوسط و گاهی هم ضعیف؛ اما در هر حال، او در دل همین جامعه زندگی میکند و از آن جدا نیست. به همین دلیل است که معتقدم خودِ واژه «جشنواره» با این رویداد ملی، دیگر متعلق به یک دوره یا دو دوره، یا این مدیریت و آن زمان و مکان نیست. از این چارچوبها عبور کرده و به سرمایهای فراتر از مقاطع مدیریتی و زمانی تبدیل شده است.
دبیر این رویداد اظهار کرد: ما نیازمند تغییر هستیم. تغییر گاهی دردناک است؛ گاهی ترسناک است و گاهی باعث آشفتگی ذهنی میشود. چون در فرآیند تغییر، برخی چیزها دیگر برای ما آشنا نیستند و جالب آنکه، گاهی دیگران هم ما را به رسمیت نمیشناسند. این یک فرآیند دوطرفه است. گاهی دیگر به رسمیت شناخته نمیشویم. این سرنوشتی است که برای همه کسانی که روزی در اوج بودهاند، قابل پیشبینی است. هیچچیز در جهان ابدی نیست. تنها اصل ثابت، خودِ «تغییر» است. باقی امور، اهمیت ثانویه دارند. ما میرویم و دیگران میآیند؛ همانگونه که پیش از ما نیز کسانی آمدهاند و رفتهاند. مهم این است که این جریان زنده بماند.
وی گفت: آنچه ما از آن سخن میگوییم، چرخه حیات است؛ نه چرخه بگومگو بر سر «بودن یا نبودن». این چرخه، چرخه آمدن و رفتن است؛ رفتن و آمدن. اگر کمی به حکمت خودمان رجوع کنیم، اگر اندکی خیام بخوانیم، حافظ را مرور کنیم، مولانا را تبرک کنیم و از سنتهای عرفانی و اعتقادی خودمان سخن بگوییم، همه بر این معنا صحه میگذارند. پس چرا باید یک رویداد ملی مانند جشنواره فیلم فجر را صرفاً به دلیل عدم حضور یا عدم ساخت فیلم توسط برخی از پیشکسوتان، خدایناکرده تحقیر کنیم؟
شاهسواری سخنان خود را چنین ادامه داد: من شخصاً دلم میخواهد همچنان مسعود کیمیایی فیلم بسازد. دلم میخواهد محمدعلی سجادی فیلم بسازد. دلم میخواهد علیرضا رئیسیان فیلم بسازد. برخی از این عزیزان استادان ما هستند، برخی همنسلان ما و برخی کسانیاند که مشتاقم دوباره بدانم کجا هستند؛ مجید برزگر کجاست؟ مسعود امینیتیرانی کجاست؟ این تقاضای عاطفی را نمیشود نادیده گرفت؛ نهتنها نمیشود، بلکه بخشی از وجه انسانی همه ماست. رخشان بنیاعتماد کجاست؟ طبیعی است که همه ما دلمان برای رخشان و فیلمهایش تنگ شود. اما آیا این دلتنگی باید مانع تولد رخشانهای دیگر در سینمای ایران شود؟ قطعاً نه و مطمئنم خود رخشان عزیز هم هرگز چنین نگاهی ندارد. عرض من این است که باید بپذیریم جهان، محل رفتوآمد است. سینما بخشی از این جهان است. کسانی میآیند و کسانی میروند. برخی با شادی میآیند و با شادی میروند؛ برخی با شادی میآیند و خدایناکرده با اندوه میروند.
وی گفت: فردا مراسم تشییع یکی از عزیزترین فرزندان سینما، آقای نظامالدین کیایی، برگزار میشود. روحشان شاد. دو روز بعد مراسم بزرگداشت ایشان است. چهار روز بعد، نوبت من است. این واقعیت زندگی است. اگر نتوانیم در چنین شرایطی همدیگر را تحمل کنیم، باید کمی به خودمان رجوع کنیم؛ واقعاً باید به خودمان رجوع کنیم. مگر چقدر از درگذشت آن عزیزمان رضا رویگری گذشته؟ سعید پیردست، پیشتر ناصر تقوایی، پیشتر داریوش مهرجویی… اینها را که مرور میکنیم، متوجه میشویم گاهی ما به لحاظ عاطفی به خودمان ظلم میکنیم؛ چون این فضا را نمیبینیم و به غصههای همدیگر احترام نمیگذاریم. با این حال، این قول را به شما میدهم، اگر فرصتی فراهم شود، درباره تکتک این فیلمها توضیح خواهم داد. برای هر کدام یادداشت دارم. دلایل انتخاب آنها در بسیاری موارد مشابه هستند، اما رویکرد هیچکدام شبیه دیگری نیست. هر فیلم، با دقت، بهصورت مستقل و با دلایل مشخص دیده و انتخاب شده است. اصل حرف من این است که دلایل انتخاب هر یک از این فیلمها، خاص و ویژه بوده است.
شاهسواری ادامه داد: در ابتدا نسبت به بخش «فیلم اولیها» طعنه میزدند. اما اگر امروز آمار بگیریم فکر میکنم بیش از ۲۰ فیلم از آثار حاضر در جشنواره، یا فیلم اول یا فیلم دوم کارگردان هستند. یعنی چیزی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آثار جشنواره. این عدد، دیگر کاملاً گویاست. من نسبت به واژهها حساسیت دارم. مثلاً با واژه «ریلگذاری» چندان موافق نیستم و ترجیح میدهم از آن استفاده نکنم. مسیرهای سینمای ایران، در تداوم همان ریلهای پیشین حرکت میکنند؛ با این تفاوت که واگنهای جدیدی روی این ریلها قرار میگیرند.
وی ادامه داد: ریلها اتفاقاً موجوداتی صبور و متحمل هستند؛ بارهای سنگین را، گاه برای دههها، به دوش میکشند. طبیعی است کسانی که سالها روی این ریل حرکت کردهاند، بهتدریج خسته شوند و کنار بکشند و واگنهای تازه، نیروهای تازه و نسلهای تازه وارد شوند. من میخواهم بگویم آنچه در جشنواره امسال رخ داده، بیش از آنکه «ریلگذاری» باشد، «تداوم» است. تداوم همه نقاط قوت و ضعف سینمای ایران در طول بیش از یک قرن. من در این مسیر، انقطاعی تصور نمیکنم. فراز و نشیب داشتهایم حتماً داشتهایم اما گسست بنیادین نمیبینم. انگار همه ما بهسوی افقی مشترک در حرکتیم. گاهی بسیار خوب بودهایم، گاهی بسیار بد، گاهی در میانه راه خسته شدهایم، گاهی مسیر را کج رفتهایم و به قول شما، «جاده خاکی زدهایم». اما حرکت متوقف نشده است. تصور شخصی من این است که جشنواره امسال، ادامه و تداوم همان «سینمای نجیب ایران» است؛ سینمایی که از روزگار ابراهیمخان عکاسباشی آغاز شده و تا امروز امتداد یافته است.
وی درباره حضور نیافتن برخی هنرمندان در جشنواره ادامه داد: من سال گذشته هم دائم این نکته را گفتم، امسال هم تکرار میکنم؛ این رویداد ملی محل تنبیه کسی نیست؛ محل تشویق است. عجیب است که بعضیها میخواهند حضور در اینجا را تبدیل کنند به امری که مستوجب تنبیه باشد. آیا کسانی که همکاران عزیز من را مورد توهین قرار میدهند، متوجه هستند این آدمها برای چه کسی دارند کار میکنند؟ آیا متوجه هستند که اساساً هنر و هنرمند، سوی اصلیاش مردماند؟ مگر سینما بدون مردم معنا پیدا میکند؟حذف و تنبیه هنرمند، بهخاطر اینکه کار کرده، اساساً چه نسبتی با هنر و مردم دارد؟ ساختن فیلم، بازی کردن در فیلم، پیگیری حیات اقتصادی و حرفهای هنرمندان، همه اینها بخشی از مسیر اصلیشان است، اما چیزی که واقعاً مهم است، وجه هنری، فکری و اندیشهورزی اثر است. بدون دیدن اثر، چرا راجع به صاحب اثر قضاوت کنیم؟ و حتی وقتی اثر را دیدیم، باز هم حق نداریم شخصیت سازنده را قضاوت کنیم. اثر را ببینیم، با آن مواجه شویم و اگر نظرمان متفاوت است، شهامت داشته باشیم و با آثار روبهرو شویم.
شاهسواری مطرح کرد: ما در این مسیر، گرفتار دو قطبیهایی هستیم که ریشه سیاسی دارند و با فضای فرهنگی، هنری و ارزشهای تاریخی ما سازگار نیستند. یادمان نرود که ما مردمان این سرزمینیم و زبان فارسی، میراث مشترک ماست. لازم نیست آن را آلوده کنیم. ممکن است برخی بگویند «فلانی حالش خوش است». بله، من هنوز خوشم؛ خوشی که از مسئولیت و مراقبت از خانه، سرزمین و هویت ملیام میآید. این خوشی باید مورد نفرین باشد؟ قطعاً نه. لعنت بر آن کسی که فکر میکند ما برای شادمانی آمدهایم و یادمان رفته است مردمان سرزمینمان چه حالی دارند اما ما موظفیم که سرزمینمان را حفظ کنیم، هویت ملیمان را پاس بداریم، اجازه ندهیم که درد و رنج مردم و تاریخ این سرزمین نادیده گرفته شود، بله ایام، ایام تلخی است حتی در ایام تلخ و فقدان عزیزان، ما موظفیم با هموطنان خود همدردی کنیم و تسلیت بگوییم، اما هیچکس نباید فکر کند که باید سرزمینش را ترک کند.
وی درباره حذف قرعهکشی و جابهجایی سانسها گفت: ابتدا باید بگویم که انتقاد کاملاً بهجاست و حق با دوستان است. واقعاً بابت جابهجایی سانسها عذرخواهی میکنم. سال جاری، ما قرعهکشی نکردیم و فیلمها را بر اساس چیدمانی برنامهریزی کردیم که تنوع بیشتری برای مخاطب، رسانه و عموم مردم ایجاد کند. با قرعهکشی، ممکن بود مشابهتها و همجنسیهای فیلمها باعث شود تجربه تماشای جشنواره محدود شود. در مورد این بخش، لازم است تأکید کنم که این تصمیم هیچگاه مانع مسئولیت ما نیست؛ صرفاً توضیح است که به مخاطب کمک کند موقعیت را بهتر درک کند.
شاهسواری گفت: استفاده از اینترنت و بهرهگیری از فناوری در مراحل پستپروداکشن امری جاری و حیاتی است، اما مدتها شرایط اینترنت پاسخگوی نیازها نبود. هنوز هم برخی محدودیتها وجود دارد، اما توانستیم در دبیرخانه جشنواره شرایط بهرهبرداری از اینترنت را فراهم کنیم. برخی دوستان که گرفتار بودند، در دبیرخانه کار را شروع کردند و برخی دیگر، به ویژه در بخش صدا و VFX، به دلیل محدودیت امکانات قادر به انجام کامل کار نبودند. این موضوع باعث شد گاهی اوقات فیلمها در دست ما باشند اما نمایش اولیه کمی با تأخیر انجام شود. با این حال، هیچ نمایش لغو نشد. گاهی سازندگان آثار درخواست میکردند که نسخهای که هنوز کامل نیست، به دلیل احترام به کیفیت و تجربه تماشاگران، به طور موقت نمایش داده شود تا نسخه نهایی با کیفیت کامل در سانسهای بعدی ارائه شود. این احترام به صاحب اثر و همچنین رسانهها، باعث شد تا کمی از برنامهریزی اولیه منحرف شویم.
در مورد برخی فیلمها، مانند آثار آقای رسول صدرعاملی، جابجایی سانسها به توافق تهیهکنندگان و برای ارائه نسخه دقیقتر بود. این تغییرات فنی و سازماندهیشده، نشان میدهد که ما همواره باید بین احترام به صاحب اثر و رعایت برنامهریزی جشنواره تعادل ایجاد کنیم.
شاهسواری درباره داوریها گفت: تا ۲۴ ساعت آینده، بازبینیها و ارزیابیهای مجدد توسط داوران به پایان میرسد. امسال نظام داوری را یکپارچه کردیم تا تمام دوستانی که وارد این رویداد ملی میشوند، با یک معیار یکسان سنجیده شوند.جایزه فیلم کوتاه، مستند، بخش تبلیغات و فیلمهای بلند سینمایی، همه تحت یک فلسفه سیمرغ مشترک ارزیابی میشوند. هدف این یکپارچهسازی، سادهسازی و شفافیت نظام داوری و ارتقای یکسانی ارزش آثار در بخشهای مختلف جشنواره است.
وی یادآور شد: جشنواره ملی فیلم فجر یک رویداد ملی و همهجانبه است که همه آثار، چه داستانی، چه مستند و چه کوتاه، باید در یک چشمانداز ملی ارزیابی شوند. ما به عنوان میزبان، وظیفه داریم به این آثار احترام بگذاریم و آنها را همپای سایر آثار با یک هیئت داوری ثابت بررسی کنیم، نه اینکه به گروههای مجزا و درجه دوم یا سوم محدود شوند. به همین دلیل، فیلمهای کوتاه که آینده سینمای ایران را شکل میدهند، امسال با توجه ویژه و یکسان مورد داوری قرار گرفتند. بچههای فیلم کوتاه و مستند، آیندهسازان سینما هستند و باید حرمت و شأنیت تلاشهای آنها حفظ شود. این آثار نه تنها در شکلگیری هویت فرهنگی سینمای ایران نقش دارند، بلکه بذرهای آینده سینما را میکارند که در سالهای بعد تبدیل به باغهای بزرگ سینمایی خواهند شد.
وی درباره داوری انیمیشن «نگهبانان خورشید» گفت: در این مورد، فیلمهای انیمیشن رقابت مستقلی نداشتند، اما با توجه به درخواست سازندگان و مشروعیت آن، داوران ملزم شدند که اثر را در ارزیابی کلی جشنواره لحاظ کنند. این تصمیم، هم احترام به اثر و هم پاسخ به خواستههای مشروع فیلمساز بود.
وی درباره همزمانی سانسهای فیلمهای کوتاه و مستند با فیلمهای بلند داستانی گفت: این نقد دوستان درست است اما راهحلی برایش پیدا نکردیم منم دلم میخواست سالنهای آنها هم پر باشد اما امیدوارم راهحلی پیدا کنیم.
شاهسواری مطرح کرد: یکی از دغدغههای مهم ما در جشنواره امسال، نحوه نمایش و داوری فیلمهای کوتاه و مستند بود. درست است که بسیاری از دوستان، بهخصوص فعالان انجمن فیلم کوتاه خانه سینما، انتقاد داشتند که نمایش فیلمهای آنها همزمان با فیلمهای بلند مسابقهای انجام میشود و این ممکن است باعث شود سالنها خلوت باشد و توجه کافی به آثار نشود.
وی گفت: حقیقت این است که ما تاکنون برای این موضوع راه حل قطعی پیدا نکردهایم. تلاش کردیم گزینههای مختلفی مانند سانسهای قبل از شروع، یا در میانه جشنواره، را بررسی کنیم، اما محدودیتهای فنی و برنامهریزی، پاسخ کافی به این دغدغه نداد. با این حال، این موضوع یک گام مهم در جهت احترام به فیلمسازان کوتاه و مستند است و امید داریم در آینده بتوانیم با همکاری فعالان و انجمنهای مربوطه، راهکار عملی و پایداری برای آن پیدا کنیم. از نظر من، بخش داوری مشترک برای همه آثار، چه داستانی، چه مستند و چه کوتاه، یک حرکت مهم و ضروری بود. این اقدام باعث شد که تمام فیلمها با یک نگاه ملی و برابر ارزیابی شوند و هیچیک از فیلمسازان احساس حاشیهای بودن نکنند. حتی اگر برخی هدایا یا جوایز جانبی وجود داشت، تلاش کردیم فاصله میان فیلمهای بلند و کوتاه را کاهش دهیم تا همه آثار به یک حقوق و شأنیت یکسان دست پیدا کنند. میدانیم که جشنواره در شرایط اقتصادی دشواری برگزار میشود و از هیچ حمایت جدی برخوردار نبوده است، اما تمام تلاش ما این است که عدالت و احترام به فیلمسازان حفظ شود و فاصله ها در سینما کمتر شود.
