سید مسعود رضوی - روزنامه اطلاعات: اکنون که در آستانه ۲۲ بهمن هستیم و وارد چهلوهشتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به رهبری امام خمینی میشویم، دوسه سال دیگر، نیم قرن از پیروزی این انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران در میهن گرامی خواهد گذشت. در نتیجه، لازم است، تأمل و تفحصی به دور از شعار زدگی و هیجانات رسمی رایج داشته باشیم تا هم یاد انقلاب گفته آید و هم آنچنان که شیوۀ این روزنامه در یک سدۀ اخیر بوده است، در حد و اندازۀ خود، نوری بر اندیشه و چراغی در سرزمین بیفروزیم.
حکومت پهلوی بسیار میکوشید تا با نمادهای باستانگرایانه و نمایشهای پر زرق و برق، تاریخ ایران را به رخ بکشد و نوعی غرور و کارنامۀ ملی در پشتوانه نظام استبداد فردی ایجاد کند. تبلیغات بیهوده ـ و در آن زمان پرخرجی ـ به راه انداخت که شکل و محتوای آن نتایج معکوسی به بار آورد و حتی بسیاری از تعلقات طبیعی میهنی را در ایرانیان آزرده و کِدِرکرد.
گرایش عدهای از جوانان شهرنشین و دانشگاهی به جریانهای چپ و مارکسیستی نیز طبیعی بود. بخش مهمی از آن محصول همین رویکرد کم محتوا و سادهانگارانه بود که توازن فرهنگ را در باورهای دینی و ملی ایرانیان برهم زد. البته رشد گرایش چپ و مارکسیسم روسی و چینی و آمریکای لاتینی هم جاذبههای رمانتیک و فکری خاص خود را برای هیجانزدگان و افرادی از طبقات نوپدید روشنفکری، دانشگاهی و مذهبی داشت.
انقلاب اسلامی که رخ داد، در ابتدا جریانات انقلابی و مذهبی درگیر برساختِ تازهای از نظام سیاسی شدند که یک دهه درگیر منازعه و جنگ میهنی بود، اما همان جنگ میهنی نشان داد که یک وجب از خاک وطن از کل جهان برای ما ارزشمندتر است. درحالی که در زمان پهلوی دوم با سهلانگاری، دروازه اقیانوس هند، یعنی بحرین با دسیسه استعمار پیر و روباه مکار یعنی بریتانیا، از تن وطن پاره و جدا شد. استاد دکتر فریدون آدمیت در کتابی تاریخی و مستند، شرح این واقعه هائله را داده است و نیز بسیاری از موخان و سیاستمداران.
این که پس از پیروزی انقلاب مردمی اسلامی ۵۷، برخی جریانهای سیاسی، دوباره با دمیدن در شیپور ضدیت با مفاهیم میهنی و توهین به تاریخ و ارزشهای مسلم و عظمت پادشاهانی مانند کوروش بزرگ و داریوش کبیر و مهرداد اشکانی و شاپور ساسانی و خسرو انوشیروان و یعقوب لیث و شاه عباس صفوی و نادرشاه افشار که عظمت و وحدت را به سرزمین و اقوام بازگرداندند، بسیاری از ایرانیان را آزرده خاطر و به تاریخ هم جفا کردند، نتیجه درک انقلابی و مطالعه و دانش نبود. همچنان که محصول ایمان و تعلقات دینی هم نبود که حاصل کمسوادی و بیاطلاعی بود. وگرنه این کشور پهناور که امروز جمهوری اسلامی ایران بر آن استقرار دارد، به سیف و سعی همین این سلاطین بازمانده است.
پیامبر گرامی و نازنین ما حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند: حب الوطن منالایمان؛ این از مشهورات احادیث نبوی است و در تواریخ، ذکر نام نیک میلاد آن حضرت در عهد انوشیروان هم هست. همچنان که سیدالشهدا امام حسین(ع) داماد واپسین پادشاه باستانی ایرانیان است و این به تمهید و نظر حضرت امیر(ع) میسر بود و بس. ما دفاعی از پادشاهی نداریم، اما از ایران با تمام وجود باید دفاع کنیم و جمهوری اسلامی ایران نیز در این کشور متولد شده است و مظروفی جز این سرزمین مبارک و ورجاوند ندارد.
امام خمینی (ره) به صراحت از صفویان دفاع میکرد و آنان را حامی و مروج شیعه میدانست. او با احیای مدارس حکمت و فقاهت و حمایت و مشاوره بزرگان دانشور و سرداران نامور، شرّ ازبک و عثمانی و پرتغال را از ایران کم کرد و چنان مرز و ارض کشور را بزرگ و باشکوه کرد که بیسابقه بود. او سازندگی و شکوفایی در این کشور را به جایی رساند که میراثش هنوز در سراسر ایران چشمها را خیره میکند؛ چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار.
انقلاب اسلامی ایران نیز فصلی مهم از تاریخ ایران عزیز است که پس از انقلاب ملی مشروطیت، بزرگترین انقلاب مردمی در خاورمیانه و حتی جهان بوده است. انقلابی که هنوز درگیر جنگ با ابرقدرت پرادعایی چون آمریکا و مستعمره نژادپرست صهیونیستی است. باید از این برهه گذر کرد و به آرامش و توسعه و آرزوهای درخشانی رسید که برای مردم به یادگار بماند. برخی حکومتها و سلسلهها، عبرت بودند و برخی مایه فخر، برخی موجب رنجش و برخی موجب نازش و عزت. جمهوری اسلامی ایران باید خلاصۀ تاریخ ایران باشد در مجد و عظمت مملکت و رفاه و انسانیتی که وعده کرده است.
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم
