چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۵
نظرات: ۰
۰
-
بادامچیان: قدرت ایران، آمریکا را پای میز کشاند

بادامچیان با اشاره به حوادث پس از جنگ ۱۲ روزه، آمریکا را عامل قطع روابط دانست و تأکید کرد قدرت ایران واشنگتن را ناچار به درخواست مذاکره با شرایط تهران کرده است.

 با آغاز دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا، بار دیگر پرسش‌هایی پیرامون چشم انداز این مذاکرات، آینده روابط دو کشور، امتیازات طرفین و ... به میان می آید.

طیف‌های سیاسی، از موافقان سرسخت مذاکره تا مخالفان جدی آن از زاویه خاص خود تاکنون درباره این مذاکرات موضع‌گیری کرده‌اند. در این میان بررسی دیدگاه‌های برخی چهره‌های جریان محافظه کار (راست سنتی) می‌تواند دست‌کم منعکس کننده بخش مهمی از حاکمیت در خصوص مذاکره باشد.

این مطلب را هم بخوانید: یک پیش‌بینی مهم درباره نرخ ارز؛ در این حالت منتظر ریزش سریع قیمت دلار باشید!

در این خصوص خبرآنلاین سراغ اسدالله بادامچیان، دبیرکل سابق حزب مؤتلفه رفته است.

بادامچیان در این گفتگو از نگاه خود انواع مذاکره را دسته‌بندی می‌کند و معتقد است که در این زمینه نباید مطلق‌اندیشی کرد. او مثال می‌زند که شب عاشورا به دستور امام حسین (ع)  حضرت ابوالفضل (ع) با شمر مذاکره کرد.

بادامچیان در ادامه آمریکا را باعث قطع روابط بین دو کشور می داند.

این فعال سیاسی اصولگرا به وقایع چندماه اخیر از زمان جنگ ۱۲ روزه اشاره می‌کند و می گوید که قدرت ایران باعث شده که آمریکا درخواست مذاکره دهد و آن هم با شرایط ایران.

مشروح گفت‌وگوی خبرآنلاین با این فعال سیاسی را در ادامه بخوانید؛

****

* با توجه به آغاز مذاکرات میان ایران و آمریکا، شما چه چشم‌اندازی برای این مذاکرات متصور هستید؟

نسبت به موضوع مذاکره چند بحث مطرح است؛ یک بحث این است که آیا اساساً مذاکره باید انجام شود یا خیر؟ بحث بر سر این است که اصلِ مذاکره اصالت ذاتی ندارد، بلکه مذاکره بسته به محتوا، طرفین و نتایج آن ارزیابی می‌شود. حتی در عاشورا نیز حضرت ابوالفضل (ع) به دستور اباعبدالله (ع) با شمر مذاکره کردند و حتی مهلتی یک‌شبه برای عبادت می‌گیرند.

اما از طرف دیگر، گاهی اوقات مذاکره صورت تسلیم به خود می‌گیرد. در این شرایط دیگر نام آن مذاکره نیست، بلکه تسلیم است. زمانی که آمریکایی‌ها در جنگ جهانی دوم در ژاپن پیروز شدند، آن مذاکره‌ای که با امپراتور ژاپن انجام دادند، مذاکره نبود. ژنرال مک‌آرتور آمد و امپراتور را که در آنجا جنبه الهی و تقدسی داشت و نباید در جلسات حاضر می‌شد، وادار کردند که حتماً بیاید و در آنجا بایستد و در مراسم امضای قراردادی که با ژاپن می‌بستند، حضور داشته باشد. این مذاکره نبود، این تسلیم بود. مسئله بعدی این است که گاهی مذاکره ابزار تسلیم می‌شود، یعنی خودش تسلیم نیست اما مقدمه آن است؛ پس این مورد هم تفاوت دارد.

بحث بر سر این است که مذاکره میان چه کسانی و چرا انجام می‌شود. زمانی است که آمریکا مذاکره‌ای را می‌خواهد که نتیجه‌اش سلطه آمریکا باشد؛ در آنجا هم نه عقلانی و نه علمی است که انسان وارد چنین مذاکره‌ای شود. اما زمانی که نه تسلیم و نه در کار نباشد، و هدف دو طرف بیان دیدگاه‌هایشان برای رسیدن به یک توافق یا تفاهم باشد موضوع فرق می‌کند. بنابراین در مسئله مذاکره نباید مطلق‌نگری کنیم که ذاتاً مثبت است یا منفی؛ خیر، مذاکره هم یکی از رویدادهای سیاسی است که گاه مثبت و گاه منفی است و بستگی به اهداف، نگرش، نتیجه و طرفین مذاکره دارد.

این آمریکا بود که با ایران قطع رابطه کرد/ پیش از انقلا سفیر آمریکا هر ۴۵ روز یکبار دفترچه می‌اورد و شاه باید نوکرمآبانه به آن عمل می‌کرد

* شما تا اینجا درباره ماهیت مذاکره صحبت کردید. برگردیم به سوال اصلی که موضوع مذاکره کنونی ایران و آمریکاست. آن را چطور ارزیابی می کنید؟

ما از ابتدا با آمریکا قطع رابطه نکردیم، بلکه آمریکایی‌ها قطع رابطه کردند و خیال کردند که اگر با ما قطع رابطه کنند، ما مثلاً عزادار می‌شویم. خیر، آمریکا عنوان کرد که «روابط گرگ و میش به چه کار می‌آید؟» و روابط را چنان تحقیر کرد که مشخص است به هم خوردن روابط ایران و آمریکا، بسیار بهتر از باقی ماندن آن به شکلی بود که از زمان شاه وجود داشت؛ زمانی که هر ۴۵ روز یک‌بار سفیر آمریکا دفترچه‌ای می‌آورد و شاه باید نوکرمآبانه به آن عمل می‌کرد. این رابطه ضرر داشت.

من بعدها مقاله‌ای با این مضمون نوشتم که آن اوایل بحث‌ها این‌گونه بود، اما اکنون ایران یک شیر است و آمریکا یک گرگ، و روابط گرگ و شیر هم هیچ‌گاه با هم سازگار نیست. بعد از آن روزنامه سلام در مقاله تندی به من حمله کرد که چرا گفته‌ام ایران قدرتمند شده است.  

ما اکنون تقریباً به جایی رسیده‌ایم که در مذاکرات وضعیت تغییر کرده است. یک موقع آقای ترامپ می‌آید و در «جنگ ۱۲ روزه» به ایران حمله می‌کند و بعد می‌گوید: «بله، من رفتم تأسیسات هسته‌ای ایران را نابود کردم و حالا زمان صلح است.» زمانی که تو ضربه زدی، چه وقت صلح است؟ ما ابتدا باید پاسخ تو را بدهیم و ضربه متقابل بزنیم تا بعد از موضع برابر، اگر مایل بودیم با هم بنشینیم و بررسی کنیم. اینکه تو به ادعای خودت نابود کنی (که البته کاری هم نکردی اما ادعایش را داشتی) جای صلحی باقی نگذاشتی.

ملت آمریکا در اثر همین بیداری اسلامی، علیه ترامپ به پا خاسته است

* آقای بادامچیان، فرمودید که آمریکایی‌ها بودند که روابط را با ایران قطع کردند. آیا حالا الان می‌توانیم ابتکار عمل به خرج بدهیم و روابط را وصل کنیم؟

ما اصلاً قطع نکردیم که بخواهیم وصل کنیم، چرا باید وصل کنیم؟ امام (ره) هم فرمودند اگر آمریکا آدم شود، ما مشکلی نداریم. روابط ما هم دو بخش است: یک بخش روابط با ملت آمریکاست و بخش دیگر با هیئت حاکمه آمریکا. امام در پاریس صراحتاً فرمودند ما با ملت آمریکا مشکلی نداریم، آن‌ها هم یکی از ملت‌های دنیا هستند. آن کسی که مهم است، هیئت حاکمه آمریکاست که سلطه‌طلب، استعمارگر، مستکبر و شیطان است. وگرنه ملت آمریکا اکنون ملتی است که در اثر همین بیداری جهانی و اسلامی، علیه آقای ترامپ شعار می‌دهد و به پا خاسته است. در نتیجه اگر حساب کنیم، ملت آمریکا در عدم موافقت با ترامپ با ملت ایران همراه شده است که نکته جالبی است. بنابراین ما یک نوع همراهی بدون روابط رسمی با ملت آمریکا داریم، برخلاف هیئت حاکمه آمریکا و برخلاف ظلم و جوری که در آنجا حاکم است و برخلاف حمایت رئیس‌جمهور و حاکمیت آمریکا از جنایات رژیم صهیونیستی.

شرعاً، عقلاً، علماً، منطقاً و منفعتاً حق نداریم قدرت دفاعی‌مان را تضعیف کنیم

حال اگر فردا آقای ترامپ حاضر شد آن بحث‌هایی که مد نظر ماست را انجام دهد و دخالت نکند، ما هم شروطی داریم. او چهار، پنج شرط استعماری دارد.

اول اینکه ایران می‌گوید قدرت موشکی‌ را کنار بگذارید. قدرت دفاعی و موشکی ما دفاعی است؛ چرا که ما در این ۴۷ سال انقلاب اسلامی به هیچ کشوری حمله نکردیم، اما حملات فراوانی به ما شده است، از جمله همین مورد اخیر که آمریکا و اسرائیل حمله کردند. پس قدرت موشکی ما، قدرت دفاعی است. ما شرعاً، عقلاً، علماً، منطقاً و منفعتاً حق نداریم قدرت دفاعی‌مان را تضعیف کنیم. لذا این موضوع اصلاً قابل مذاکره نیست، هرچه می‌خواهد بگوید.

در عمق ۷۰ متری زیر زمین تاسیسات هسته‌ای عظیمی ساخته‌ایم؛ اما نیاز به بمب اتم نداریم

دومین شرط آمریکا، مسئله هسته‌ای ماست. دانش هسته‌ای ما صلح‌آمیز است. ما اگر می‌خواستیم سلاح هسته‌ای بسازیم قدرت آن را داشتیم. کسی که می‌تواند دانش هسته‌ای را بدون کمک دنیا مستقلاً بسازد و چنین تأسیسات عظیمی ایجاد کند و شهرهایی در عمق ۷۰ متری یا بیشتر زیر زمین بسازد، امکان ساخت بمب هسته‌ای را هم دارد. لکن ولی امر ما نظر مبارکشان این است که ما بمب هسته‌ای نیاز نداریم و نمی‌خواهیم. نه به خاطر اینکه آمریکایی‌ها نمی‌خواهند؛ بلکه خودمان و طبق نظر رهبری‌مان بمب هسته‌ای نمی‌خواهیم. مثلاً کشورهایی مانند پاکستان و هند که دارند، تا اینجا به چه دردشان خورده است؟ بنابراین ما بر سر دانش هسته‌ای صلح‌آمیز که برای اداره کشور، جامعه، آینده‌مان و کمک به کشورهای مظلوم از نظر علمی (حتی درمان سرطان و داروهای شیمیایی) ضروری است، هرگز حاضر به مذاکره نیستیم. چون اصلاً این موضوع قابل مذاکره نیست و خلاف عقل، علم، فهم، مصلحت، منفعت و حتی خلاف حقوق بشر است.

آمریکا رئیس جمهور ونزوئلا را مثل راهزن‌های سرگردنه دزدید

مسئله سومش این است که می‌گوید شما از انسان‌هایی که می‌خواهند برای استقلال، سلامت و سعادت خودشان از زیر سلطه استعمار و استکبار نجات یابند، هیچ حمایتی نکنید. چرا؟ این خیلی خلاف تمام موازین حقوق بشر و خلاف اسلام است. ما حدیث داریم که هرکس بشنود انسانی در دنیا (با هر دین و عقیده‌ای) فریاد می‌زند که به داد من برسید و او اجابت و کمک نکند، دیگر مسلمان به حساب نمی‌آید. وقتی مبنای دینی و اسلامی ما این است که اگر کسی در دنیا مظلوم بود باید حمایتش کنیم، آیا بیاییم به نظر آمریکای استعمارگر و سلطه‌طلب عمل کنیم؟ همان آمریکایی که به ونزوئلا رفته، رئیس‌جمهورش را دزدیده و نفتش را می‌برد و می‌فروشد و عین راهزنان سر گردنه است؛ آن وقت ما چه کار کنیم؟ حمایت نکنیم؟ این سخن بیهوده‌ای است.

مذاکره هسته‌ای که آمریکا می‌خواهد ایران مثل این است که بگوید بیا با هم مذاکره کنیم که من چگونه شما را بکشم!

آمده و می‌گوید شما سلاح هسته‌ای‌تان را کنار بگذارید و تحویل دهید. تجربه لیبی و دیگران معلوم است که چیست؛ چرا باید بدهیم؟ اصلاً چرا باید به تو بدهیم؟ اگر سلاح هسته‌ای بد است، خب خودت سلاح هسته‌ای را تعطیل کن و جهانِ بدون سلاح هسته‌ای راه بیندازیم. اگر از این ایده حمایت کنی و فردا صبح بگویی من بمب‌های اتمی را از بین می‌برم، آن وقت یک حرفی است. اما اینکه بگویی حتی دانش هسته‌ای صلح‌آمیزتان را هم کنار بگذارید، حرف بیهوده‌ای است. در حقیقت می‌خواهد ایران سلطه‌گری او را بپذیرد. مثل اینکه کسی بخواهد انسانی را بکشد و بگوید: «خیلی خوب، بیا با هم مذاکره کنیم که من چگونه شما را بکشم!»؛ این حرف در دنیا بسیار مسخره است.

با وجود ۴۰ سال تحریم چرا باید کوتاه بیاییم؟ / در جنگ۱۲ روزه در موضع قدرت بودیم چرا باید پایین می‌آمدیم؟

ما با یک ملت زنده و با وجود چهل سال تحریم  چرا باید کوتاه بیاییم؟ در جنگ ۱۲ روزه ایران پیروز شد. آن‌ها بودند که تسلیم شدند و سراغ ما آمدند. تازه رویشان نمی‌شد بگویند مذاکره می گفتند دیپلماسی! ما هم گفتیم آتش بس مطرح نیست و توقف جنگ را به اختیار خودمان پذیرفتیم. نه اینکه به علت جنگ مجبور شده باشیم. آنها مجبور شدند که دبیرکل سازمان ملل، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سه وزیر را بفرستند وگرنه ما که در موضع قدرت بودیم، چرا باید پایین می‌آمدیم؟

بادامچیان در حوادث اخیر منافقین و کومله، دموکرات و کمونیست در کار نبودند/ شبکه نفوذ پول می‌گرفت که آدم بکشد و مسجد آتش بزند

از سوی دیگر آن‌ها یک شبکه نفوذیِ پلید و مزدور را فعال کردند و برایشان قیمت تعیین کردند. ما قبلاً شاهد برخورد منافقین در ۳۰ خرداد ۶۰ بوده ایم اما دست کم آن‌ها انگیزه داشتند. اما این بار مسئله انگیزه نبود. منافقینی نبودند و کسی به آن‌ها اعتنا نداشت. کومله، دموکرات و کمونیست هم که باقی نمانده بود. مانده بود پول!

می‌گفتند: «اگر آدم بکشی ۵۰۰ میلیون، اگر سر ببری ۲۰۰ میلیون، اگر مسجد آتش بزنی ۱۰ میلیون می‌دهیم» آنجا مزدور یعنی چه؟ یعنی استخدامی که همه‌چیزش را به خاطر پولی که می‌خواهد بگیرد فروخته است. این شبکه نفوذی را آوردند و خیال کردند اول اغتشاش می‌شود. اما بعد از پنج روز جمع شد.

در حوادث اخیر برای بازدید به خیابان ها رفته بودم/ خیلی‌ها مست بودند یا مواد مصرف کرده بودند

من شب جمعه [۱۸ دی] برای بازدید به خیابان رفته بودم؛ البته نه سن من اجازه نمی‌دهد که درگیر شوم بلکه رفتم تا اوضاع را ببینم. هر دو طرف را دیدم. نیروهای خودی مجاهدین قوی‌ای بودند که می‌دانستند خطر جانی دارند و آن‌ها می‌زنندشان. آن طرف هم یک مشت مزدوری که اصلاً نمی‌فهمیدند دارند چه کار می‌کنند؛ خیلی‌هایشان مست بودند یا مواد مخدر مصرف کرده بودند که استعمار آن‌ها را آماده کرده بود تا بزنند و بکشند. اما آن توطئه ظرف پنج روز شکست خورد.

شناورهای سپاه جلو ناو آبراهام لینکلن رژه رفتند و آمریکایی‌ها را تحقیر کردند/ پهپاد اول را که زدند پهپاد دوم فرستادیم و ترامپ گفت مذاکره کنیم

سپس ناو «آبراهام لینکلن» را به منطقه فرستادند. این ناو همه جا می‌رود تا کشورها را بترساند، اما شناورهای ما در مقابلش رژه رفتند و بعد هم تحقیرش کردند. زدن این ناور برای ما بهترین هدف است. ما به راحتی می‌توانیم آن را بزنیم؛ زدن آن‌ها خیلی آسان است و کار سختی نیست. پهپاد ما از آنجا مراقبت می‌کرد، پهپاد ما را زدند و ما هم پهپاد دوم را فرستادیم. نهایتا ترامپ گفت با شرایط (در مسقط) شما مذاکره کنیم.  وقتی ما چنین قدرتی داریم چرا در این قضیه ضعف نشان دهیم؟ باید با قدرت برخورد کنیم. ان‌شاءالله مذاکره هم با قدرت ایران و با اقتدار ملت مقتدر ما پیش خواهد رفت.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی