دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۳
نظرات: ۱
۰
-
کودکانی که این روزها یک آغوش گرم می‌خواهند

بروز برخی بحران‌ها، بی‌ثباتی در زمینه‌های معیشتی و نیز خشونت عریان،  هم در جنگ و هم در اعتراضات اخیر، زمینه‌ساز بروز فشارهای روانی جدی بر جامعه شده است. در شرایط این‌چنینی، کودکان، ناتوان از درک شرایط، دچار آشفتگی و به‌هم‌ریختگی بیشتری می‌شوند....

اطلاعات نوشت: در شرایط اضطراب مداوم و فزاینده ،برای کودک حفظ و تداوم آغوش امن خانه و والدین، مهم است و اگر والدین دقت نداشته باشند، ممکن است این مأمن به سردابی مخوف تبدیل شود

ناآرامی‌های خشونت‌بار اخیر و پیش از آن جنگ دوازده‌روزه، اضطراب زیادی را به خانواده‌های ایرانی وارد آورد. در میانه این دو اتفاق ناگوار، بالا رفتن قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید و معلق بودن بازار کار نیز به همان میزان، دغدغه‌ و نگرانی برای همگان به ویژه سرپرستان خانوار ایجاد کرده است.

بروز برخی بحران‌ها، بی‌ثباتی در زمینه‌های معیشتی و نیز خشونت عریان،  هم در جنگ و هم در اعتراضات اخیر، زمینه‌ساز بروز فشارهای روانی جدی بر جامعه شده است. در شرایط این‌چنینی، کودکان، ناتوان از درک شرایط، دچار آشفتگی و به‌هم‌ریختگی بیشتری می‌شوند،  چرا که نه در به وجود آمدن این شرایط دخیل بوده‌اند و نه اساسا درک دقیقی از چرایی آن دارند. 

وقتی در خانواده، یکی از اعضا به‌ویژه سرپرست خانوار دچار اضطراب می‌شود، دلهره‌های عمیقی در نهاد کودک ایجاد می‌کند که ممکن است اثرات آن تا سال‌ها و دهه‌ها باقی بماند. در سنین کودکی و نوجوانی، نه آرمان‌ها و نه موضوعات اقتصادی، سیاسی و اقتصادی برای فرزند اهمیت دارد و نه نتیجه آن؛ مهم برای کودک، حفظ و تداوم آغوش امن خانه و والدین است که در شرایط اضطراب اگر والدین دقت نداشته باشند، ممکن است این مأمن تبدیل به سردابی مخوف شود. 

اضطراب بخشی از وجود انسان است

به‌طور کلی، اضطراب بخشی از تلاش مکانیزم‌های دفاعی انسان در برابر شرایط نابهنجار است و نوع عملکرد آن برای بقا طراحی شده، اما سامانه دفاعی انسان، ظرفیت مشخصی دارد و نامحدود نیست.

دکتر علی فتحی آشتیانی، روان‌شناس و استاد دانشگاه می‌گوید: داشتن استرس، اضطراب، ترس و نگرانی در شرایط بحرانی، کاملا طبیعی تلقی می‌شود. وجود آنها نه‌تنها بد نیست، بلکه گاهی کمک‌کننده است و فرد را برای مقابله با تهدیدها آماده می‌کند ولی وقتی میزان این ترس‌ها، فشارها، نگرانی‌ها و اضطراب‌ها از حدی بالاتر می‌رود ـ که حد آن در افراد متفاوت است‌ـ و از طرف دیگر، وقتی که این استرس‌ها تداوم پیدا می‌کند، از حالت طبیعی خارج و باعث واکنش‌های مختلف می‌شود.

واکنش‌های چهارگانه

بروز و تداوم اضطراب، چهار واکنش جسمانی، شناختی، عاطفی و رفتاری را موجب می‌شود. دکتر فتحی آشتیانی توضیح می‌دهد: واکنش‌های جسمانی شامل تغییراتی در تنش، تعرق، افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون و دیگر تغییرات فیزیولوژیک هستند. واکنش‎های شناختی، شامل کاهش تمرکز، کاهش حافظه و فاجعه‌سازی از وقایع است.

رییس سابق سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، واکنش‌های عاطفی را شامل ترس و دل‌نگرانی، از میان رفتن علایق، عدم تمایل به فعالیت‌هایی که پیش‌تر لذت‌بخش بوده، تحریک‌پذیری، عصبانیت و ناتوانی در کنترل خشم می‌داند و در مورد واکنش‌های رفتاری می‌گوید: واکنش‌های رفتاری معمولا شامل پرهیز از انجام فعالیت‌های روزانه، پرسش مداوم در مورد شرایط آینده و مصرف نابجای داروهاست.

والدین در شرایط بحرانی چه کنند؟

توصیه‌های ابتدایی روان‌شناسان برای مقابله با شرایط اضطراب، عموما حول محور تنظیم تنفس و شکل‌دهی به تصورات مثبت ذهنی است اما این موارد برای اضطراب‌های لحظه‌ای کاربرد دارد. 

فتحی آشتیانی با این مقدمه توضیح می‌دهد: اخیرا اتفاقات ناگواری در کشور پیش آمده است. پیشنهاد می‌کنم افرادی که اضطراب و نگرانی دارند از اخبار منفی هرچند موثق دوری کنند. باید سعی کنیم نگرانی‌هایی را که با آن روبه‎رو هستیم به مسأله تبدیل کنیم و به جای این که در مورد آینده از خودمان بپرسیم، به دنبال بهترین کاری باشیم که می‌توانیم انجام دهیم.

وی می‌افزاید: خواب مناسب، تغذیه مناسب و ورزش مناسب از جمله موارد مهم است. 

سرگرمی‌هایی که می‌تواند اوقات فراغت را پر کند و انجام فعالیت‌های عادی روزانه، از دیگر روش‌های مقابله با اضطراب به شمار می‌روند. بهتر است با افرادی که روحیه شاد و بانشاط دارند بیشتر نشست و برخاست داشته باشیم و فضای زندگی را با هیجانات مثبت پر کنیم. لازم است به خودمان یادآوری کنیم قوی هستیم و آمادگی مواجهه با سختی را داریم و از همه مهمتر، با دعا و توسل از خداوند متعال برای سلامتی خود و خانواده و دوستان و جامعه‌مان استمداد کنیم.

با فرزندانمان چگونه باشیم؟

کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی، آسیب‌پذیری بیشتری دارند، شاید به این دلیل که در درک دقیق موضوع و مسأله نیز دچار مشکلند. دکتر فتحی آشتیانی می‌گوید: کودکان در شرایط بحرانی آسیب‌پذیرترند و به تبع آن ممکن است واکنش‌های شدیدتری داشته باشند. برخی واکنش‌های متداول، بی‌قراری، بی‌حوصلگی، بهانه‌گیری، پرخاشگری و گوشه‌گیری است. در برخی موارد کودکان دچار لکنت و شب‌ادراری می‌شوند. این موارد نشان می‌دهد کودک با استرس مواجه است.

وی می‌افزاید: توصیه می‌کنم والدین اجازه دهند بچه‌ها سؤال‌ها و نگرانی‌هایشان را مطرح کنند و آنها نیز با دقت گوش داده و اطمینان خاطر دهند که در کنارشان هستند. موضوع را به زبان قابل درک توضیح دهند، وقت بیشتری برای کودکان بگذارند، محبت، توجه و احترامشان به بچه‌ها بیشتر شود و سعی کنند آنها را از اطلاعات ناراحت‌کننده دور نگه دارند. همچنین بازی‌های فکری، 
فیلم‌های مناسب برای بچه‌ها، تحرک و فعالیت‌های فیزیکی و نرمش در خانه می‌تواند ذهن کودک را از ناراحتی و اضطراب دور کند. 

رییس سابق سازمان نظام روان‌شناسی تأکید می‌کند: به عنوان روان‌شناسی که بیش از پنج دهه فعالیت حرفه‌ای دارم از خانواده‌ها درخواست می‌کنم با فرزندان خود و به‌ویژه با نوجوانان و جوانان صحبت کنند و شرایط را توضیح دهند. 

همه ایرانیان، ملیت و کشور خود را دوست دارند و همه ما باید از اتفاقات خشونت‌بار جلوگیری کنیم.

فشار روانی چیست؟

فشار روانی زمانی اتفاق می‌افتد که تحلیل موضوعات از ظرفیت ذهنی و روانی ما خارج است یا به عبارتی هر اتفاقی که ذهن ما نتواند آن را مدیریت کند فشار روانی خوانده می‌شود. 

دکتر مینو امین‌زاده، روان‌شناس و مدرس دانشگاه توضیح می‌دهد: فشار روانی باعث می‌شود به‌هم ریختگی‎های جسمانی یا روانی را تجربه کنیم. فشار روانی عموما به صورت اضطراب بروز پیدا می‌کند که اکثر ما ایرانی‌ها دچار آن هستیم. این فشار همچنین می‌تواند تبدیل به افسردگی شود. 

وی می‌افزاید: وقتی در سطح جامعه اتفاقی نظیر اعتراضات عمومی رخ می‌دهد، ارتباطات بیرونی افراد از نظر فردی، خانوادگی و شغلی دچار مشکل می‌شود. این بحرانی است که می‌تواند ابعاد مختلفی از زندگی را مختل کند و هر فردی بر اساس تجربه زیسته خود، واکنش‌های ناخودآگاه متفاوتی نسبت به آن دارد، مثلا ممکن است گریه کند، آواز بخواند یا به مواد مخدر روی آورد.
با این حال آنچه فشار روحی بر جامعه را تشدید می‌کند، تداوم اتفاقات ناخوشایند شبیه جنگ یا اعتراضات است. این موضوع برای ما ایرانیان، سابقه تاریخی هم دارد که تأثیر اتفاقات را دوچندان می‌کند. 

امین‌زاده توضیح می‌دهد: بر اساس گفته یونگ، «ناخودآگاه جمعی» نیز بر ما تأثیر دارد؛ یعنی از نسل‌های قبل، نگرانی‌ها و ترس‌هایی به ما به ارث رسیده است و ما تلنباری از اطلاعاتی هستیم که حتی خودمان تجربه نکرده‌ایم، ولی روی ما اثر می‌گذارند.

وی می‌افزاید: مهمترین تأثیر این شرایط بر جامعه ما بی‌ثباتی است که باعث می‌شود اختلال «شخصیت مرزی» ایجاد شود؛ یعنی افراد نمی‌توانند خلق و خوی ثابتی داشته باشند، یک روز حال و رفتارشان خوب است، یک روز بد.

این بی‌ثباتی، ارتباطات اجتماعی را مختل می‌کند؛ چیزی که جامعه امروز ما از آن رنج می‌برد. از نظر فیزیولوژیک، بی‌ثباتی نتیجه ترشح بیش از حد هورمون‌های هشداردهنده است که به تبع آن مکانیزم هشدار ذهنی ما همواره خطر را نشان می‌دهد و عدم ثبات عامل تشدید و تداوم این هشدار است. 

فشار روی کودکان بیشتر است

کودکان در شرایط بحرانی، فشار روانی بیشتری را تجربه می‌کنند. امین‌زاده می‌گوید:  هنگام بحران، توصیه خاصی به دیگران نمی‌توان کرد، چرا که افراد ناامید و نگران هستند و نمی‌توانند کاری انجام دهند. این موضوع در کودکان شدیدتر است. وقتی بزرگترها با تروماهای متفاوت با بچه‌ها رفتار می‌کنند، اثرات این رفتارها باقی می‌ماند و کودکان تبدیل به نوجوانانی می‌شوند که انواع مشکلات را دارند.

وی می‌افزاید: کمترین کاری که می‌توان برای کودکان و نوجوانان انجام داد، این است که ما گوش شنوای بدون قضاوتشان باشیم. اگر کودک، ناراحتی و خشم دارد یا نگران است، باید بتواند در فضایی امن با پدر، مادر ، خواهر و برادرش بدون ترس حرف بزند. نباید تصور کند بیان ترس، کار نادرستی است و هیجان خود را بروز ندهد.

این مدرس دانشگاه توضیح می‌دهد: نباید به کودک بگوییم اوضاع فلانی بدتر از توست، نباید او را با کسی یا خودمان مقایسه کنیم. باید اجازه بدهیم کودکمان هیجانات خود را بشناسد و بروز بدهد. او باید متوجه شود هر کسی حق دارد هیجان داشته باشد و این بد نیست.

امین‌زاده تأکید می‌کند: همه ما به‌عنوان انسان حق داریم احساسات مثبت و منفی داشته باشیم. اگر احساسات کودکمان را درک و به آن توجه کنیم، رفتارهای پرخاشگرانه و بی‌انگیزه بودن او تعدیل می‌شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ar IR ۰۸:۱۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
    سالهاست رفبق اظطراب واسترس واعصای خورد قسمت خیلی از مردم عزیز ایران شده وروز به به رپز هم بیشتر وبیشتر میشود ایکاش مسولان به جای تمرکز بر حواشی به اصل مشکلات زندگی مردم باز می گشتند ؟!؟!؟!!!!

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی