سیدمسعود رضوی - روزنامه اطلاعات: دیروز یکشنبه ۱۲ بهمن و آغاز دهه فجر بود. روزی که در آن جشنها و کارها و خطابهها و آیینها و یادکردها و جایزهها و غیره و غیره به یاد انقلاب مردمی ـ اسلامی ۱۳۵۷ اغاز می شود و با راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن به پایان می رسد.
انقلاب، یعنی دگرگون ساختن، زیر و رو ساختن و از میان برداشتن یک نظام و سیستم و نگرش و شیوه و مناسبات مرسوم در آن، و ایجاد نظام و شیوه و آیین و طریقت و روابط دیگری که فراتر و برتر از آن و عادلانهتر و مردمیتر از آن باشد. در انقلاب اسلامی ایران، استقلال و آزادی، نخستین شروط بودند و سپس جمهوریت و اسلامیت، و عدالت و برابری...
اما از اینها که بگذریم، در شرایط کنونی، با توجه به رویدادهای غمباری که در دیماه اخیر بر ملت و کشور ما گذشته است و فشارهای بینالمللی که آمریکا و شرکا و مستعمراتش بر ما وارد میکنند، لازم است، دهۀ فجر و انقلاب را به گونۀ دیگری تعریف و بازبینی کنیم، زیرا ملت ایران دیگر از دریاهای توفانی گذشته و انقلاب و جمهوری اسلامی به بلوغ رسیده است.
اگر در نخستین سالهای انقلاب، خطاهای دیپلماتیک و عبور از خط قرمزهای بینالمللی و عهود جهانی توجیهپذیر بود، انقلاب هنوز جوان بود و در مرحلۀ انقلاب و زایش تجربهها و نیروها و ساختارها به سر میبرد. جنگ قدرت که گروههای مسلح با امام و یاران وی به راه انداختند، سپس حملۀ صدام و بعثیان به ایران، یک دهه، رشد و توسعۀ مملکت را به تعویق انداخت تا آرزوی ساختن کشوری آرمانی و زندگانی و قدرتی خیرهکننده، چنان که شایستۀ ایران اسلامی بود، به دهۀ ۱۳۷۰ خورشیدی محول شود.
در آن زمان، جمهوری اسلامی جوان بود و رو به بلوغ میرفت. تجربهها اندوخته و میاندوخت. با این همه، هنوز جنگ میان انقلابی و سازشکار، اصلاحطلب و اصولگرا، کارگزاران و سنتگرایان، مجمع و جامعه، متجدد و سنتی و... چنان فرسایشی ایجاد کرد که هیچ چرخ و چرخدندهای برجای نمیماند و در پایان هر دهه، دهههای فجر را با بازگشت به عبرتهای تازه و آزمودن خطاهایی که آزموده بودیم جشن گرفتیم. انقلاب ۵۷ تمام شده بود ولی برخی از «ما» میخواستیم همچنان عین سال ۵۷ انقلابی باشیم. این تناقض را چگونه پاسخ میدادیم که «انقلاب» یعنی سرنگونی وضع موجود. انقلابیگری یعنی شورش بر آنچه هست، و ما باید آنچه را به نام جمهوری اسلامی پدید آورده بودیم مستحکم میکردیم و به نظام و سیستمی ثروتمند و قابل قبول و شاداب مبدل میساختیم.
اکنون انقلاب و جمهوری اسلامی ایران دو جنگ بزرگ را پشت سر نهاده است. هر سالگردِ انقلاب، یک جشن و بزرگداشت است که نماد و نمایش عظمت و خواست یک ملت برای دگرگونیها و تحولات به سوی تعالی و تکامل و امنیت و قدرت و ثروت و آزادی و اسلامخواهی براساس دیدگاههای مترقی و مبتنی بر دیدگاههای معنوی و عدالتخواهانه و انسانی بوده است. جمهوری اسلامی یک نظام مستقر است و نزدیک به نیم قرن سابقه دارد. یکی از سلسلههای کشوری است که کهنترین دولت و سابقۀ حکومت مدنی در جهان را بنیان نهاده است. عمر جمهوری اسلامی به تنهایی از همسایگان شمالی بیشتر است و عمر ایران از تمام کشورهای جهان افزونتر!
پس اگر جشنی برپا میشود، به نام نامی ایران و برای انقلابی است که در سویۀ آزادی میهن از چنگال استبداد فردی سلطنتی موروثی گام نهاده و موفق شده است. انقلابی که قدرت را به جمهور مردم بازگرداند و هدف آن جلوگیری از غارت ثروت ملی به دست هزار فامیل و الیگارشی ثروتمندان درباری بود. جشنهای دهۀ فجر، جشن بزرگداشت انقلابی است که دیگر به یک نظام بالغ بدل شده و تجربهها اندوخته و وعدههای بزرگی را که به مردم داده باید ادا کرده باشد. اکنون انقلاب نه تنها در ایران صاحب فرزندان شده، بلکه نوهها و نوادههایش هم متولد شدهاند و باید صاحب امنیت و زندگی و امکانات و آموزش و بهداشت و امید باشند.
دهۀ فجر، جشن ملی مردمی است که به یاد انقلاب مردمی ـ اسلامی ۱۳۵۷ به خیابانها میآیند تا آرزوهای بزرگ را یادآوری کنند. شعار نه شرقی ـ نه غربی، میجنگیم ـ میمیریم ـ ذلت نمیپذیریم، سرمیدادند. مردمانی که امام خمینی به آنها فرمود: ما (با آموزههای الهی) شما را به مقام انسانیت میرسانیم.
دهۀ فجر، امسال حال و هوای دیگری دارد. باید ایران و ایرانی بداند برای چه انقلاب کرد و چه دستاوردهایی داشت و چه تجاربی اندوخت و افرادی که اینک مصدر امور و سخنگویان دیانت و فرهنگ و سیاست هستند، تا چه اندازه بازگوی خواست و آرزوی مردم و برآمده از اراده و آرای آنان هستند. اگر جز این باشد، هنوز انقلاب ادامه دارد و اصلاحاتی عظیم و بنیادین برای رسیدن به اهداف ملی و مردمی باید تدارک دیده شود. در این زمینه باز هم سخن گفته خواهد شد.
