کیومرث کرمانشاهی - روزنامه اطلاعات: مناطق آزاد کشور که قرار بود کانون پردازش تولید و صادرات کالا با هدف ایجاد ارزش افزوده باشند؛ سالهاست از وظایف ذاتی خود فاصله گرفتهاند و در حد یک محدوده خفاظت شده صنعتی باقیماندهاند.
سیاستهای غلط اقتصادی باعث شده است تا مناطق آزاد کشور بجای توسعه کیفی، مدام در حال رشد کمّی باشند ولی در میان انبوه مناطق آزاد ایجاد شده، حتی یکی شاخصهای رقابت با مناطق آزاد کشورهای همجوار را ندارد.
وسوسه عبور از موانع وارداتِ کالاهایی نظیر خودرو، لوازم خانگی، منسوجات و سایر اقلام مصرفی که در سرزمین اصلی با تعرفههای سنگین مواجه هستند؛ به انگیزه اصلی برای فعالیت مناطق آزاد ایران مبدل شده است، ولی آمار دقیقی برای مقایسه میزان کالاهای ساخته شده وارداتی در مقابل مصنوعات صادراتی از این مناطق در دسترس نیست. گزارشهای منتشره از عملکرد مناطق آزاد هم تفکیک دقیقی از صادرات مواد نفتی و خام با سایر مصنوعات دارای ارزش افزوده بالا ندارد.
علاوه بر این با وجود گذشت ۴ دهه از عمر مناطق آزاد در ایران، هنوز کیفیت خدمات قابل ارائه در این مناطق نسبت به سرزمین اصلی تفاوت چندانی ندارد. یعنی عمده قوانین و رویههای تجاری و صنعتی، تقریباً مشابه ضوابط موجود در شهرک های صنعتی سرزمین اصلی است.
بدتر اینکه سرعت ایجاد زیرساختهای سرمایهگذاری در این مناطق بسیار پایین است و انگیزهای برای جلب مشارکت فعالان اقتصادی فراهم نمی کند. به عنوان مثال ساخت پل خلیج فارس در منطقه آزاد قشم که ظرف ۳۵ سال گذشته از مرحله چند پایه بتونی فراتر نرفته است، نشان میدهد عملکرد این مناطق در توسعه زیرساختها موفق نیست. در سایر مناطق آزاد کشور هم امکانات جابجایی کالا و مسافر، آب، برق، گاز، مخابرات و سایر ملزومات سرمایهگذاری صنعتی تفاوت چندانی با مناطق همجوار ندارد و مزیتهای تبلیغی آنها، واقعی نیست.
مناطق آزاد ایران در ۴ دهه گذشته از عمر خود میبایست در زمینه ایجاد شرکتهای مشترک بینالمللی، فعالیتهای سرمایهگذاری، خدمات استارتاپی، استفاده از تکنولوژهای برتر، فعالیتهای تولیدی، تجاری، بانکی، بیمهای، حمل و نقل و غیره بسیار پیشرفتهتر از سایر نقاط کشور باشند، اما آیا به واقع چنین بوده است؟!
آیا انبوهی از توافق نامههای امضاء شده خارجی و داخلی در گذشته برای حضور بنگاههای اقتصادی پیشران در مناطق آزاد کشور، تاکنون جامه عمل به خود پوشیده است یا صرفاً در بایگانی این مناطق به عنوان گزارش عملکرد مدیریتی باقی ماندهاند؟!
دلایل اعلامی از سوی مدیران این مناطق برای ضعف سرمایهگذاریها، بیشتر شبیه یک توجیه ناکارآمدی و فرافکنی مسئولیتی است، زیرا مناطق آزاد کشورهای همجوار با امکانات اولیه به مراتب کمتر از آنها به توفیقات چشمگیر دست یافتهاند.
بجاست پس از گذشت سالها از تاسیس مناطق آزاد تجاری و مناطق ویژه اقتصادی؛ گزارش شفافی از میزان توفیقات سرمایهگذاری، تولید و تجارت هر یک به تفکیک منتشر شود تا ضرورت ادامه وجود آنها قابل تشخیص باشد. از سوی دیگر چنانچه دستاورد ویژهای در بهبود فضای کسب و کار برای تولیدکنندگان و تجار داشتهاند؛ باید بتوان این تجارب را (خصوصاً در دوره تشدید تحریمها) به سرزمین اصلی تعمیم داد.
شاید وقت آن رسیده که به جای دغدغه ایجاد صد منطقه آزاد تجاری، در فکر بنیان یک ده آباد اقتصادی باشیم.
