محمود پورعالی - روزنامه اطلاعات| امروز ۷ بهمن ۱۴۰۴ خیلی خویشتنداری کردم و خشمم را فرو خوردم که مبادا اعتراضم به اغتشاش تبدیل بشود!
میگویند کشتی بزرگ را سوراخهای کوچک غرق میکند. در تعجبم که چرا این کشتی، با ۳ هزار نفر جمعیت با این همه سوراخ هنوز در تلاطم امواج، سعی دارد خودش را به ساحل نجات برساند.
سه دهه پیش به دلیل مجاورت آپارتمانهای کارکنان روزنامه اطلاعات با زمینهای موسوم به زمینهای «جهانبین» در شهرک مارلیک (ملارد) تعدادی از ما و بیش از ۳ هزار خانوار دیگر به مصیبت روند تغییر طولانی کاربری این زمینها و اختلافات مالک اصلی با مسئولان منطقهای، دچار شدیم. کاش آن ۶ میلیون تومان پول بیزبانمان را سال ۱۳۷۸ برای خرید این زمین پرداخت نمیکردم و یک خودرو میخریدم. تا حالا هم سواری از آن گرفته بودیم و هم با قیمت خوبی فروخته بودم.
۳۰ سال است گرفتار بروکراسیهای اداری و وعدههای بیجای مسئولان از طریق بیانیههای امیدبخش شدهایم که صبور باشید و شکیبایی پیشه کنید! سالهاست که از طریق نوشتن یادداشت در روزنامه و در ستون پیامهای تلفنی و سامانه ۱۱۱ مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری، مسئولان را خطاب قرار دادهام و نه تنها پاسخی شایسته این انتظار جانکاه دریافت نکردهام، بلکه امیدمان هم از همراهی و همدلی آنها با مشکلات مردم را هم از دست دادهایم.
اینبار با ناامیدی روند تعدادی از این پیامها را به دست چاپ میسپارم تا شاید این کشتی به گل نشسته و همه کشتینشستگان ناامیدش به حرکت درآید و پاسخی شایسته دریافت کنیم.
پیام های تلفنی
شنبه ۸ دی ۱۴۰۳ در روزنامه اطلاعات و در یادداشتی با عنوان «چه کسی باید پاسخ بدهد» نوشتم: چه آنهایی که رفتند و چه آنهایی که ماندهاند، دردی مثل خوره به جانهایشان افتاده است؛ دردی که زخم آشکار نیست، بلکه اوج خشمی است که از درون میجوشد و به بیرون فوران میکند. شاید میدانند که در این دریای پرتلاطم کاری از پیش نخواهند برد، زیرا اگر قرار بود برای سرنشینان گرفتار در دل این طوفان کاری انجام بگیرد، باید در این ۳۰ سال تحقق مییافت.
هر بار ناخدایی مشابه ناخداهای دیگر در کشتیهای سوراخ شده دیگر، با حرفهای نویدبخش و صرف هزینههای زیاد به نام جلسات رسیدگی، سکان به دست میگیرد. آنها کشتی را به آنجا هدایت میکنند که خود میخواهند.»
وظایف مسئولان روابط عمومی
در همان روزنامه دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ نوشتم: «دریغ از یک پاسخ ساده از وزارت راه و شهرسازی» و در ادامه: «در گذشتههای نه چندان دور کافی بود مشکلی از سوی خوانندگان در ستون «پیامهای مردمی» روزنامه اطلاعات درج شود و مؤسسه و اداره، یا وزارتخانهای مورد خطاب قرار گیرد.
یک هفته نمیشد که روابط عمومی مربوطه پاسخ مبسوطی با توضیحات کامل به دفتر روزنامه ارسال میکرد اما نمیدانم به چه دلایلی، امروزه نه مسئولان و نه روابط عمومیها پیگیر مطالبات مهم پیامهای مردمی نمیشوند و حتی نیمنگاهی هم به خود پیام هم نمیاندازند.»
و در مطلبی در تاریخ یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴ در همان ستون پیامهای تلفنی نوشتم:
«وقت آن نرسیده که اقدامی عاجل برای زمینهای جهانبین صورت پذیرد؟» و ادامه دادم: «هیأت اجرایی اراضی جهانبین در هر اطلاعیهای با استناد از پیگیریها و پیشرفت در حل مشکلات به تلاش مستمر ارگانهای دولتی برای اخذ مجوز اشاره میکند و از مالکان محترم میخواهد ضمن پرهیز از هرگونه تاثیرپذیری توسط اشخاص فاقد وجاهت قانونی و جریانهای سودجو، فقط از طریق مبادی ذیربط پیگیر شوند. آیا وقت آن نرسیده، که بعد از نزدیک به ۳ دهه، مالکان از زیر فشار نرخهای کاذب املاکیهای حاشیه زمینها خلاص شوند...»
در یکم مهر ۱۴۰۴ در روزنامه جام جم و در ستون «حق با شماست» نوشتم:
«۳۰ سال است مانند ۳۰۰۰ خانوار دیگر به امید خانهدار شدن، قطعه زمینی از زمینهای جهانبین در ملارد کرج (مارلیک) خریدم، کاش جوانمردی پیدا میشد و پاسخ میداد بالاخره جوازی برای ساخت سرپناه به ما داده میشود یا نه؟»
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴، آخرین پیامم درباره این موضوع در ستون پیامهای تلفنی روزنامه اطلاعات چاپ شد. مضمون آن چنین بود: آقای رئیسجمهوری، این پنجمین سال است که هر چند ماه یک بار پیامی برای مسئولان شما در وزارت راه و شهرسازی و مسئولان شهری در ملارد درباره زمینهای جهانبین در این ستون میگذاریم. (صفحه ۴، ستون پیامهای مردمی). چند بار نوشتههایی چاپ کردم و امروز نوشتم که «بعد از ۳۰ سال انتظار بیش از ۳ هزار خانوار، دیگر نه دندانی در دهانمان مانده است و نه مویی در سرمان!»
اینها تعدادی از مکالمات با مسئولان ذیربط بود. اما انگار گوشهایشان بسته است. کاش فریادرسی بود!
همان روز یعنی سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ از طرف سامانه ۱۱۱ «مرکز ارتباطات مردمی ریاستجمهوری» به منظور رسیدگی به مشکلم، جوابی با این مضمون دریافت کردم:
«مورد با شماره پیگیری ۶۳۰۶۹۵۲۰۷ در سامانه بله ثبت شد. پیگیری پس از ۳۰ روز از طریق تلفن ۱۱۱»
بعد از نزدیک به دو ماه و پیگیری مستمر، این پاسخ را دریافت کردم:
«مورد با شماره پیگیری ۶۳۰۶۹۵۲۰۷ به اداره کل راه و شهرسازی استان تهران ارجاع شد.
نتیجه رسیدگی متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.»و امروز بعد از چاپ آخرین گلایه از رئیسجمهوری در صفحه ۴ روزنامه اطلاعات و به دنبال دریافت پاسخ از طرف سامانه ۱۱۱ ریاستجمهوری با این مضمون که:
«مدیرکل و رئیس شورای هماهنگی راه و شهرسازی استان تهران
توضیحات
با سلام
جهت پیگیری با شماره ۴۰۸۷۳/۱۴۰۴ به اداره کل راه و شهرسازی استان تهران معاونت معماری شهرسازی واقع در خیابان نجاتالهی جنوبی خیابان کلانتری مراجعه نمایید»
و با این پیام راهی آدرس شدم. طبقه سوم اداره معاونت معماری و شهرسازی!
حقوق شهروندی
میدانستم که بر اساس قانون حقوق شهروندی، باید پاسخ نهادهای مسئول را به صورت کتبی به من ارائه کنند. بند قانونی مربوط به حقوق شهروندی در نظام اداری در اینباره میگوید:
«دستگاههای اجرایی باید در ابلاغ تصمیمات خود به مراجعین، ضمن رعایت نکات زیر، نسخهای از تصمیم اتخاذ شده را به ذینفع تحویل نمایند.
الف ـ تاریخ و شماره تصمیم. ب ـ مشخصات متقاضی. ج ـ مستندات قانونی و استدلالهای منجر به تصمیم اتخاذ شده. د ـ مفاد اصلی تصمیم. هـ ـ اعلام مرجع و مهلت اعتراض به تصمیم. و ـ نام و سمت صادرکننده ابلاغیه.»
وارد اتاق شدم.
شخص مسئول:
ـ «بله با این شماره، پاسخی دریافت کردهایم. به خانم ... مراجعه کنید»
خانم...:
ـ «بله ـ فعلا در حال اقدام مراحل قانونی است، شاید سال دیگر و شاید ۲ سال دیگر با پشت سرگذاشتن طرح جامع...»
ـ «یعنی پاسخ کتبی نیست که به من تحویل بدهید؟!»
ـ «نه. پاسخ همین است.»
دیگر چیزی نمیشنیدم. گوشم مثل آنها دیگر صدایی نشنید. وجودم پر از اعتراض بود. تعریف اغتشاش و اغتشاشگر را خوب آموخته بودم. فقط باید معترض باشم!
