غلامعلی رجایی - روزنامه اطلاعات: هفته گذشته دزفول سرافراز فرزندی را ازدست داد و پیکر او را تا جهان آخرت بدرقه کرد که یکی از کمیابترین زنان فرهیخته عصرکنونی شهر و بلکه کشور بود.
اول:مرحومه زهرا بیگدلی شاملو ام الشهیدان، شاعرهای بود مولف، محقق و مدرس قرآن و استاد احکام و معارف دینی که در عمر با برکت ۸۴ساله خود از فرصتهای الهی بیشترین بهره و نصیب را از آن خود کرده بود در خانوادهای اهل علم و عمل و پاکی و نجابت و شرافت متولد و تربیت و از همان آغاز کودکی و نوجوانی با کتاب و درس آشنا شد.
دوم: خداوند به خانم بیگدلی علاوه بر پدری فاضل و متقی و مجتهد، شوهری متدین از سلسله سادات بهنام سید محمدتقی هاشمی نسب عطا کرد. از او فرزندانی بهدنیا آمدند که سید فخرالدین فرزند ارشد خانواده که از آغاز جنگ تا لحظه شهادت در جبههها بود و در سال ۱۳۶۱در عملیات فتحالمبینبه فیض بزرگ شهادت رسید و پسر دیگرشان سیدضیاالدین که به کسوت روحانیت درآمد و در سن ۲۳سالگی در سال ۱۳۶۵ در عملیات «پیچ انگیزه» بهمقام والای شهادت در راه خدا رسید و پیکر مبارکش در جبهه ماند و در سال ۱۳۷۹ به آغوش میهن بازگشت و در کنار برادرش در قبرستان بهشت علی(ع) به دل خاک سپرده شد.
سوم: خانم بیگدلی هرجا که به دلیل کثرت شهدا در شهر و درجبهه، بعضی روحیهها خوب نبود او را به منزل مصیبتدیدگان میبردند تا با کلام نورانی خود آرامشان کند.
چهارم: در رفتار بسیار به داییاش مرحوم آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی امام جمعه و نماینده امام در دزفول که مقاومت دزفول بجز مردم سربلندش مدیون ایستادگی این پیر مجاهد بود، شباهت داشت.
پنجم: بسیار سختکوش و پرتلاش بود. این اواخر بسیار تکیده، رنجور و ضعیف شده بود و بهسختی جابهجا میشد، اما در همین حالت باز هم کامپیوترش در برابرش روشن بود و مینوشت.
ششم: در قوت طبع شاعری او همین بس که تمام قرآن را به نظم درآورد و منتشر نمود. پیام وحی و منظومه عشق از آثار او است.
هفتم: منزل او، محل جمعآوری و ارسال کمکهای مردمی به فقرا و مستمندان شهر بود. در مجلس ترحیم او گفته شد در آخرین روزها بیش از ۶۰ تا ۷۰خانواده تحت پوشش کمکهای او بودند.
هشتم: بسیار بامحبت بود و برای من و امثال من نقش خواهری داشت.
نهم: به آموزش زنان و بهخصوص دختران جوان بسیار اهمیت میداد و ۶۷سال از عمر ۸۴سالهاش را صرف کلاسداری و تعلیم و تربیت نسل جوان کرد.
دهم: خبر درگذشت او را برادرم به من داد و بسیار متاثر شدم، جمعه گذشته که در تهران برای او مجلس یادبودی گذاشتند به رسم ادای دین از قبل از اول تا آخر مراسم حضور داشتم و به برادرش میرزا احمد و فرزندش سیدعلی آقا تسلیت گفتم.خدایش بیامرزد که از سرمایههای معنوی دزفول همیشه سرافراز و متدینپرور بود.
